تبلیغات
حکایت های بچه نفتون - مسجدسلیمان ، پایتخت ایران!

مسجدسلیمان ، پایتخت ایران!

 

نوشته شده توسط:حبیب اله بهرامی بیرگانی

یکی از افتخارات ، ببخشید که فارسی را پاس نداشتیم ، یکی از افتخارهای این جانب "بچه نفتون " ، نوشتن درباره ی کلان شهر مسجدسلیمان یا مسلیمون است که هم عروس ایران و هم پایتخت ایران و هم خاورمیانه بوده و خواهد بود !

البته در مورد مسجدسلیمان ، هم بنده ی بزرگ ! زیاد نوشته ام و هم ، همشهریان عزیز . اما از آن جا که می گویند : "همه ی حرف ها گفته شده ولی چون گوش های شنوا مرتب خواستار شنیدن حرف های گفته شده هستند (!) بنابراین ، ما ، هزار باره می گوییم تا مسوولان عزیز و خیلی خدمتگزار به خواسته های شان برسند !!

همان گونه که همه ی ایرانیان و نیز جهانیان کم و بیش می دانند ، اما به روی خود یا نمی آورند یا اگر می آورند چشم های شان را می بندند تا در معرض تابش درخشان این کلان شهر نفتی در ایران و خاورمیانه قرار نگیرند !! ، در یک صد سال پیش ، نخستین چاه نفتی خلیج فارس و آسیا و خاورمیانه در کلان شهر مسجدسلیمان به بهره برداری رسید و بعد از آن این ابر شهر ، شد عروس ایران و حتی خاورمیانه و در تمامی زمینه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و هنری و چند نقطه و نیز امکان های شهری ، رتبه ی اولین یا نخستین ها را به دست و به پا آورد !

البته ، نه این که فکر کنید یا این که پیش تر به چشم و گوش شما رسانده باشند که امروزه از آن اولین ها خبری در کلان شهر نیست ، نه ، اصلا این گونه نیست و مسجدسلیمان هنوز در بیش از هفتاد هشتاد مورد ، نه تنها در ایران که در خاورمیانه دارای مقام اولین ها ست و مردم آن از این نخستین ها عشق و حال می کنند و از مسوولان خیلی خدمتگزار تشکر و قدردانی!!

برای مثال :

1- مردم مسجد سلیمان ، میلیون‌ها بشکه نفت و میلیاردها فوت مکعب گاز، از دل کلان شهر خود استخراج کردند تا به اقتصاد کشورمان خدمت کنند که کردند ؛ اما حاضر نشدند که خود از این نفت ها و گاز ها بهره ببرند . هم اکنون نیز حاضر نمی شوند که در رفاه باشند و از نعمت گاز بهره مند شوند !! ولی مردم استان های دیگر و حتا کشورهای نیازمند ، بدون گاز باشند و در رنج و سختی روزگار بگذرانند.

2- مسجدسلیمانی ها ، در هفتاد هشتاد سال پیش ، دارای نخسین تصفیه‌خانه آب و نیز لوله کشی فاضلآب در سطح کشور بودند و از این که آب تصفیه می نوشیدند و فاضلآب های شان نیز از سیستم لوله کشی برخوردار بود ، اما دیگر شهرهای کشورمان نه آب تصفیه داشتند و نه سیستم فاضلآب ، رنج می بردند !!

بنابراین ، از مسوولان خیلی خدمتگزار عاجزانه در خواست و تقاضا کردند که از درآمد نفت و گاز در کلان شهرشان به دیگر شهرها و استان های کشورمان اختصاص دهند و مردم آن مناطق را رفاه مند سازند و دیگر کاری به آنان (مسجدسلیمانی ها ) نداشته باشند که دیگر جایی برای رفاه مند تر شدن!! وجود ندارد .

البته ، مسوولان عزیز نیز ، درخواست مسجدسلیمانی ها را اجابت کردند و تا توانستند به استان های کشورمان و برخی از کشورهای نیازمند رسیدند و همان گونه که خود مسجدسلیمانی ها خواسته بودند !! دیگر با این کلان شهر کاری نداشتند ؛ که بنده از همین ستون از مسوولان خیلی خدمتگزار تشکر و قدردانی ویژه می کنم !!

3- از آن جا که نخستین سوت قطار در کشور در مسجدسلیمان به صدا در آمد و نخستین فرودگاه هواپیما نیز در این ابر شهر ساخته شد و مردم آن از خوشی نمی دانستند چه کنند (!) چرا که مرتب سوار هواپیما و هلیکوپتر یا به زبان امروزی بال گرد و چرخ بال و قطار می شدند و عشق و حال می کردند و دیگر برای شان تکراری شده بود ، باز هم از مسوولان درخواست کردند که از این پس با فرودگاه و خط آهن در شهرشان کاری نداشته باشند و از درآمدهای نفت و گاز در این ابر شهر ، برای ساختن فرودگاه و خطوط آهن در دیگر استان ها استفاده کنند که مسوولان هم به تقاضاهای مسجدسلیمانی ها اجابت کردند و استان های کشورمان را در این زمینه ها آباد کردند که این جانب بچه نفتون به نمایندگی از مردم شهرمان باز هم از مسوولان تشکر می کنم !

مسجد سلیمانی ها اگر چه امروزه دسترسی به هواپیما و قطار ندارند و برای سفر به استان های دیگر با وسایل نقلیه اتوبوس و مینی بوس و سواری به اهواز می روند ، ولی از این که مردم استان های دیگر از مواهب هواپیما و قطار در شهرهای شان بهره می برند حال می کنند و مرتب از تلاش های مسوولان عزیز به خاطر توجه به دیگر شهرها و استان های کشورمان تشکر می کنند و التماس دعا دارند که در تقسیم های کشوری ، کلان شهر مسجد سلیمان را به روستا تبدیل کنند !!

البته ، در این زمینه از نماینده ی شهرمان یک انتقاد کوچک داریم . چرا که ایشان بعد از 12 سال روزه ی سکوت را در زمستان سال 86 شکست و از کودکان مسجدسلیمانی سخن راند و فرمود : " کودکان مسجدسلیمانی از سرما می لرزند "

در صورتی که خود شهروندان کلان شهر مسجدسلیمان نمی خواهند که گاز لوله کشی داشته باشند (!) آن ها به همان اولین ها از یک صد سال پیش تاکنون ، افتخار می کنند و دوست دارند که شهرشان بی گاز و نفت و آب و برق و کار و چند نقطه باشد ولی استان های دیگر عمران و آبادان !

البته ، ناگفته نماند : به محض این که نماینده ی عزیزمان از سرما لرزیدن کودکان سخن گفت ، تمام کودکان شهر از نطق آتشین ایشان دل گرم شدند و حتی احساس گرما کردند و هنوز که هنوزه دارند از گرما حال می کنند !!

بنده به عنوان یک مسجدسلیمانی ، پیش نهاد می کنم که این عزیز نماینده ، برای کودکان دیگر شهرها ، از جمله مناطق سردسیر کشور و حتی جهان نیز ، شعارهای دلگرم کننده سر دهد تا همه ی کودکان عشق و حال کنند ! درست نیست که فقط کودکان مسجدسلیمانی از مواهب شعار و نطق های آتشین حال کنند !!

بنابراین ، این جانب از نماینده ی عزیز شهرمان به عنوان یک برادر کوچک تقاضا دارم : حالا که قفل سکوت را شکسته و می خواهد کمبود ها و مسایل مشکل های مردم را حل و فصل کند ، بهتر و پسندیده تر آن است که مثل حمایت های جانانه از تیم استقلال تهران ، از شهروندان تهرانی و حتی  مردم دیگر استان ها در تمامی زمینه ها حمایت جانانه کند و از نزدیک ضمن بررسی مسایل و معضل های استان های دیگر ، در جهت حل آن ها نیز تلاش کند.

ضمناً ، اگر دولت خیلی خدمتگزار ، به علت کاهش قیمت نفت ، اعتبار کافی برای حل مسایل و مشکل های استان ها ندارد ، از درآمد های نفتی کلان شهر مسجدسلیمان و از قبل تبدیل بافت و مدیریت آن به روستا ، برای عمران و آبادانی بیش تر تر ! شهرهای کشور هزینه کند !!

البته اگر امروزه در مسجدسلیمان هر 48 ساعت تنها 4 ساعت آب شرب در لوله های پوسیده ی آب جاری است و چند صد روستای آن نیز از آب لوله کشی برخوردار نیست و از آب تانکر استفاده می کنند ، در حالی که در نزدیکی و در دل آن دو سد بزرگ وجود دارد ، یا اگر به علت قدمت و فرسودگی خطوط برق رسانی و ایستگاه های بین راهی ، برق شهر با افت شدید ولتاژ همراه است و از سویی ، عده ی بی شماری از شهروندان مسجدسلیمانی ، بی کارند و کاری برای انجام دادن ندارند و از سویی ، اگر این کلان شهر ، از راه و جاده ی درستی برخوردار نیست و هنوز در بن بست قرار دارد و اگر هم اکنون برخی از کوچه ها و خیابان های مسجدسلیمان - که دارای نخستین لوله کشی فاضلاب در کشور بود لبریز از فاضلاب است !

و اگر در برخی از نقاط این شهر ، گاز و نفت از دل زمین بیرون زده و بوی گاز مانند عطر و ادئو کلن فضای شهر را در بر گرفته است ، نه تقصیر "ویلیام ناکس دارسی" است و نه هیچ کس و هیچ دستگاه دیگری . مسوولان خیلی خدمتگزار نیز بروند و با خیال راحت استراحت کنند و بخوابند . چرا که ما و شهرمان در یک صد سال پیش جزو اولین ها بودیم و حالا جزو آخرین ها هستیم ! زمانی پشت به زین بودیم ، حالا زین به پشت !

تازه ، اگر نیاز باشد و دلمان بخواهد ، از نماینده ی عزیز شهرمان در مجلس تقاضا می کنیم که چند تا شعار آبدار مانند همان که سال 86 درباره ی کودکان مسجدسلیمانی سر داد ، سر دهد تا همه چیز به خیر و خوبی حل و فصل شود و برود پی کارش !!



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر